ابراهيم عاملي ( موثق )

504

تفسير عاملي ( فارسي )

غلط و ادّعاى باطل او نازل شد . ترجمه : [ پس با اين قرآن و بيم و نويد آن ] 94 ستمكارترين مردم آن كس است كه به خدا دروغ بست و يا گفت : [ به من چون پيغمبر ] الهام مىشود با اينكه چيزى به او الهام نشده است و هم آنكه گويد : من نيز بمانند آنچه خدا فرو فرستاده مىفرستم [ اى محمّد شگفت ندارى ] چون ستمكاران بينى : به سختى مرگ گرفتارند و فرشتگان دست گشاده [ بر سرشان گويند : ] خود را از اين گرفتارى بدر بريد كه آزارى بخوارى بچشيد بسزاى گفتار نادرست خود بر خداوند كه از نشانه هاى حقّ [ و پيغمبر و قرآن ] خود را برتر مىشمرديد . 95 و همانا تك و تنها بپيشگاه حقّ آمديد به همان گونه كه در نخستين بار شما را [ يكسر و تك ] آفريديم و هر آنچه بهره مندتان كرديم به پشت سر رها كرديد و با شما نمىبينيم آن ميانجيان كه در پيدايش شما شريك كار ما پنداشتيد البتّه ميان شما جدائى شد و از دست داديد آنچه را براى خود پنداشتيد . سخن مفسّرين : « أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ » 94 طبرى : قتاده گفت : براى ما نقل كرده‌اند كه پيغمبر ( ص ) فرمود : در خواب چنين بنظرم رسيد كه در دست دو دستبند ، از طلا دارم و من را ناراحت كرد . آنگاه به من الهام شد كه بر آنها بدمم و پف كنم ، چون بر آنها دميدم هر دو به هوا رفتند ، در هماندم بخاطرم رسيد كه اين دو دستبند كنايه هستند از دو نفر مدّعى دروغگو كه مسيلمه ى كذّاب است و اسود عنسى ، مسيلمه را وحشى قاتل حمزه كشت ، و اسود عنسى را فيروز ديلمى كشت آنگاه كه پيغمبر در مرض فوت بود . « سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّه » 94 مجمع : زجّاج گفته است اين جمله جواب آن عربها است كه ادّعا ميكردند اگر ما بخواهيم اين طور كلمات و جملات ميگوئيم ، و آنچه كردند براى نابودى دين و قرآن ، موفق نشدند . و بعضى گفته‌اند : مقصود عبد - اللَّه بن سعد بن ابى سرح است كه روزى پيغمبر به او اين آيه املاء مىفرمود تا بنويسد « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ . . . ثُمَّ أَنْشَأْناه خَلْقاً آخَرَ » چون